اين آدمها همان هايي هستند كه اگر ورق برگردد خودشان نيز با ورق ملق زنان برمي گردند.هرچند به نظرمن اين دسته از آدم ها انسان هاي غير قابل اعتمادي هستند اما من اين دسته از آدمها را آدمهاي با استعدادي مي دانم كه مثل آفتاب پرست توانايي هم رنگ شدن با جامعه پيرامون خود را دارندبا اين تفاوت كه اين دسته از آدمها  در مقايسه با آفتاب پرست از زباني به مراتب چرب ونرم تر از اين جانور هفت رنگ !برخودارندوگاه خود را چنان كشته ومرده اين وآن مي كنند كه حتا عيسي مسيح نيز در مقايسه آنها با حواريون خود اندكي حسادت به دل راه مي دهد!البته به اعتقاد من هركجا قحط الرجال شد همين اتفاق مي افتد نه تنها در عرصه سياست كه حتادرجزيي ترين ميادين زندگي نيز چنين قانوني حكم فرماست.اين قانون ترجمه علمي ضرب المثل فارسي است كه مي گويد: شير كه نباشدروباه جولان مي دهد!اين دسته از آدمها دربه دردنبال آن هستند كه خود رابه جامعه پيرامون خود معرفي كنند.گاهي با چسباندن سمت هاي گوناگون به خود،گاهي با چسباندن نام خود به مكاني خاص،گاهي بوسيله تبديل شدن به سريش براي چسباندن خود به نام اشخاص يا جريان هاي خاص و...  .فكر مي كنم بيماري اينگونه آدمها از نظر روانپزشكان عقده خود كمي بيني يا شايد هم خود بزرگ بيني نامگذاري شده باشد.اما بعضي وقتها دلم براي آن آدمهايي كه اين آدمها خودشان را به آنها مي چسبانند مي سوزد!ازخاتمي و احمدي ن‍ژاد گرفته تا شريعتي و ماركز!آخر كسي نيست به اين آدمها بگويد وقتي شماها به سيب زميني مي گفتيد ديب دميني! توي همين مملكتي كه هرجا مي رسيد از ازامثال شريعتي هزينه مي كنيدوخودتون رو به خاتمي يا خاتمييون مي چسبانيدتابگوييد روشنفكر هستيد.آدمهايي سر دار رفتند كه جرمشان خواندن كوير،هبوط،علي حقيقتي بر گونه اساطير ،فاطمه فاطمه است ، مذهب عليه مذهب ،فلسفه نيايش،حسين ميراث آدم،تشيع علوي تشيع صفوي،تجدد يا تمدن،آري چنين بود برادرو...بود.مطمئنم شما اگه جلد آن كتاب هارو هم مي ديديد حتما الان حداقل  ادعايي كه ميكرديد هم كلاس بودن با شريعتي بود!من مانده ام در اين شهر بي درو پيكر بعضي ها كه هنوز نمي دانند كربلا فاجعه نبود كه واقعه بودچه طور قارچ وار رشد مي كنند!خدا آخرو عاقبت اين مدل روشنفكري را ختم به خير كند!