جنگ سردی رخ داده بوداز یک سو عزیزی بر حرف خود پافشاری می کرد و از سوی دیگر اصلاح طلبان نیز دلیلی برای عدم حضور ذریه زهرا (س)در صحن شاهچراغ (ع)وآنهم در شب شهادت امام حسن عسگری و آغاز امامت مصلح آخر الزمان نمی دیدند.این درحالی بود که تنها چند ساعت به وعده خاتمی با مردم فارس  باقی مانده بود.اتفاقات رخ داده واکنش های بسیاری را به دنبال داشت.نمایندگان مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی به اقدامات فرماندارواکنش نشان دادند،استاندار به خاتمی نامه نوشت (نامه ای که به نظر می رسید یک حقوق دان آنرا برای مهندس نوشته بود)و...کار به اینجا ختم نشد وبازتاب این کنش و واکنش به بیرون از استان هم سرایت کردتا جاییکه عضو فراکسیون خط امام مجلس اقدام فرماندار شیراز را غیر قانونی دانست و  به این قضیه واکنش نشان داد. قدرت الله علیخانی نماینده قزوین تاکید کرد:«فرماندار در یک حرکت غیر قانونی می‌خواسته مانع از سخنرانی آقای خاتمی شود .البته علیخانی ادعای برخود وزیر کشور با ابراهیم عزیزی را نیز مطرح کرد که اقدامات بعدی فرماندار این ادعا را در هاله ای ابهام فرو برد.

روز موعود

بالاخره پس از کش و قوس های فراوان روز موعود فرارسید.قرار بر این شد تا خاتمی روز پانزدهم اسفندپس ورود به شیراز  ودر ساعت16 ابتدادرسالن پیر چند منظوره مجموعه ورزشی شهید آیت ا... دستغیب  با مردم دیدار کند و پس از آن عزم  زیارت احمد بن موسی (ع) نماید.در مسیر فرودگاه تلفنم زنگ خورد ،همان صدای آشنا که خبر سفر خاتمی را چند هفته پیش داده بود از حدود 900 کیلومتر آن سو تر وضعیت شیراز را جویا می شود.احساس می کنم جواب من آرامش خاصی به او می دهد.موقعیت جغرافیایی اورا جویا می شوم.

- ما الان در فرودگاه مهرآبادتوی هواپیما فوکر 100 آسمان نشسته ایم انشا ا... تا چند دقیقه دیگر پرواز می کنیم.

شماره پرواز چنده؟

- 1356

خداحافظی می کنم و قبل گذاشتن گوشی تلفن در جیبم به ساعت دیجیتال روی آن نگاه می کنم.13:45

پیش خودم حساب می کنم انشاا...این پرواز تا ساعت 15 در فرودگاه شیراز به زمین خواهد نشست.چند دقیقه بعد به اتفاق دوستان به فرودگاه می رسم.محوطه پارکینگ سالن حجاج مملو از جمعیتی است که پرچم های خوش رنگ و مقدس میهنمان را در دست می چرخانند.راننده وانت بار جیگری رنگی که در این محوطه  پارک شده با سیستم صوتی سوار شده در قسمت بارش کلنجار می رود.گویا برنامه خاصی برای این وانت درنظر گرفته شده است.چند دقیقه ای می گذرد که صدای سرود تبار محمد از سوی همان وانت جیگری به گوش می رسد.سرودی که خواننده اش در آن سیدمحمد خاتمی را از تبار احمد می داند و حضورش را در شیراز خوش آمد می گوید.اما این سوی فلس های محوطه پارکینگ سالن حجاج اوضاع کمی تفاوت می کند .در چهره ی  حیدر اسکندر پور،جمیله کریمی،بهمن حاجات نیا و حتا جلیل حجازی استرس هویدا ست .ساعتم را نگاه می کنم،عقربه های آن اندکی از ساعت 15 گذشته است.نگران می شوم شماره چند تن از مسافرین پرواز 1356 را می گیرم،درحال حاضر تماس با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد!یعنی چه اتفاقی اتفتاده است؟از یکی از کارمندان شرکت آسمان سراغ پرواز 1356 را می گیرم جوابم را اینگونه می دهد:

گفته اند حدود ساعت 4 می شینه!

حجازی می گوید کاپیتان نصر فرد هواپیما را می آورد همه چشم ها به سوی شرق شیراز وبه سمت  دریاچه نمک دوخته شده  به جمعی که دور مدیر کل سابق اداره راه و ترابری جمع شده اند می گویم هر هواپیمایی که رو سر پلیس را پل فسا دور زد خودشه !ساعت نزدیک 16 بود که به اتفاق چند نفر رفتیم به سمت پارکینگ فرودگاه .کاپیتان نصرفرد هواپیمای حامل خاتمی را مثل اکثر پروازهاش عجیب و قریب به زمین نشاند...

گراند پاور،پله و... یکی پس از دیگری به هواپیما وصل شد.درهواپیما باز شدمحافظان خاتمی کیف های معروفشان را پایین فرستاندند.مهندس شورانگیزبرای خوش آمد گویی  تا آستانه درب هواپیما بالا رفت ،خاتمی اولین نفری بود که از هواپیما خارج شد .نصرفرد خودش ر ا به خاتمی رساند خط اتوی لباس کاپیتان و درجه های زرد رنگ بد جوری به چشم می آمد.خاتمی آمد این بارهم با عبای شکلاتی!

انگشتری که باردیگر در شیراز به یادگار ماند

هنوز پای خاتمی به زمین نرسیده بود که دستانش در دست من بود ،بعد از سلام وخوش آمدگویی اولین چیزی که به نظرم رسیدقولی بود که خاتمی چند ماه پیش به من داده بود.فورا سراغ انگشتری را گرفتم که خاتمی در دیدار قبلی قولش را به من داده بود.تا گفتم آقای خاتمی  انگشتر ،انگشتر ی را درستانم دیدم که نگین سبزش حسابی چششمم را گرفت. باهم سوار اتوبوس شدیم ،بازار عکس یادگاری داغ داغ بود.اتوبوس پس از چند دقیقه مقابل سالن خارجی فرودگاه توقف کرد،صدای شعار مستقبلین از همان جا به گوش میرسید.محافظین خاتمی با دیدن آن جمعیت ،اظهار تعجب کردندو عبور خاتمی از میان آنهارا غیر ممکن عنوان کردند ،خاتمی به سالن باز گشت وبا حرکتی که نشان می داد دیسک کمرش از هر جوانی سالمتر است روی میزی رفت و برای مردم دست تکان داد.جمعیت به خارج از سالن هدایت شد.خاتمی نفسی چاق کردو بر سر دختر خردسالی که بالباس محلی برای خوش آمد گویی به او در سالن فرودگاه حضور یافته بوددست نوازش کشید.کلی ترسیدم و پیش خودم گفتم نکند خاتمی برای دست زدن به سر این دختر هم باید بازخواست پس دهد!بالاخره با سختی فراوان خاتمی درون اتومبیل سفید رنگی که از قبل تعیین شده بود قرار گرفت انصاری لاری هم کنار او نشست تا کاروان مستقبلین خاتمی که در میان آنها از هر صنف و از هر رده سنی چندین و چند نماینده وجود داشت به سمت دروازه کازرون و خیبان گلکوب به راه بیافتد.

آیت ا... مصباح و خبرنگاران پشت در مانده

کمی زودتر از اتومبیل حامل خاتمی به درب پشت استادیوم شهید دستغیب رسیدیم.خبرنگاران همه پشت در تجمع کرده بودند اما اجازه ورود به آنها داده نمی شد در بین پشت در مانده ها چهره هایی چون معافیان و سپهر هم دیده می شد.ناگهان سربازان یگان ویژه نیروی انتظای مقابل درب ورزشگاه دست هایشان را به هم دادند و راهرویی را درست کردند،اتومبیل سفید رنگ با راکب ویژه اش از میان آنها گذشت ود ر دوباره بسته شد.بسته شدن در اعتراض خبرنگاران محلی و کشوری را به دنبال داشت.در این میان یکی از خبرنگاران محلی که به نظر می رسید به قول بچه ها جو گیر شده است به هل دادن سرباز نیروی انتظامی اعتراض می کرد.البته به نظر می رسید به دلیل فریاد هایی که ساعات گذشته از حنجره اش خارج شده است که صدایش بیرون نمی آید.در ذهنم وقایع چند ساعت پیش را مرور می کنم ،ازشایعه  عدم سوخت رسانی در موعد مقرر به هواپیما ی حامل خاتمی و تاخیر آن گرفته تا شعار های مستقبلین خاتمی که فریاد خاتمی پاینده رییس جمهور آینده وآزادی اندیشه بی خاتمی نمی شه و خاتمی خاتمی تو پایانه ماتمی  و...سر داده بودند.

درمیان اعتراض خبرنگاران به عملکرد مسئولین حفاظت ورزشگاه یک  روحانی فرتوت راه خود را از میان اصحاب رسانه به سمت درورودی باز کرد،صدای عده ای بلند شد که ایشان آقای مصباح هستند.مبارز دهه های گذشته شیراز.نمی دانم چه کسی در را به روی این مردم مصصم باز کرد تا او خود را به خاتمی برساند؟به همراه عده ای از دوستان از رفتن به داخل ورزشگاه و آنهم از این ورودی ناامید شدیم و به سوی درب اصلی ورزشگاه قدم ها را سریعتر از شرایط معمولی بر داشتیم.تا به درب ورودی رسیدیم تازه فهمیدم که استقبال از خاتمی بی نظیر بوده است!با زحمت فراوان خودرابه داخل سالن رساندم.خاتمی سخنرانی خود را آغاز کرده بود .سید خندان از شیراز گفت و وضع بی مثالش.از دستغیب گفت و مبارزاتش .ازفارس گفت و از تمدنش.پلاکارتهای شهرستانی ها و اقوام مختلف که خودرا از اقصی نقاط استان به دروازه کازرون رسانده بودند در گوشه گوشه ورزشگاه مملو از جمعیت خود نمایی می کرد.خاتمی حدود بیست دقیقه با مردم صحبت کرد ودر میان ابراز احساسات فراوان آنها به سوی حرم مطهر روانه شد.مردم هم فوج فوج از ورزشگاه خارج شدند تا خود را به صحن شاهچراغ برسانند.هنگام خروج مردم، با زهم سرود تبار محمد بود که بگوش می رسید و به خاتمی خوش آمد گویی میکرد.مردم بار دیگر در مقابل در اصلی ورزشگاه اتومبیل خاتمی را متوقف کردند و در حمایت او شعار سردادند.

جمعیت فراوانی که از ورزشگاه شهید دستغیب خارج شده بود و به سوی حرم احمدی در حرکت بود خیابان های آن منطقه را پرکرده بودو عبور و مرور را مختل.آنچه بیش از همه به چشم می آمددسته دسته شدن دوستداران خاتمی و سردادن شعار های مختلف بود .عدهای ای ایران ای مرز پر گهر می خوانند و تعداد دیگری یار دبستانی را فریا د می زدنند.برخی ها هم خاتمی را در شعار هایشان رییس جهور آینده می دانستنند و بعضی دیگر از دانشجویان سیاسی در بند سخن می گفتند.در میان خودروهای آتش نشانی توجه ام را به خود جلب کرد از دوستان همراه پرسیدم  مگر جایی آتش گرفته که خودرو های آتش نشانی در خیابان به راه افتاده اند،پاسخ کنایه آمیز یکی از دوستان لبخند را میهمان جمع 6-7 نفره مان کرد! تا به صحن شاهچراغ (ع) رسیدیم جمعیت خیره کننده حاضر در صحن و خدام اسفند به دست توجهم را به خود جلب کرد.خودرو حامل خاتمی هم تقریبا هم زمان با ما به شاهچراغ رسید،خاتمی نیم تنه اش را  از سقف خودروبیرون  آورد و به ابراز احساست مردم پاسخ گفت.اما بهر دلیل وارد صحن شاهچراغ نشد.به شایعاتی که در این مورد به سرعت منتشر شدو حتا عکسی که روی صفحه دیجیتال دوربین یکی از عکاسان دیدم توجهی نکردم و پیشنهاد رفتن به مسجد قبا را به دوستان دادم که با موافقت اکثریت روبرو شد.مسجد پر بود از مردم عادی و طلبه های آسید علی محمد. درحین ورود به مسجد بازرسی شدیم و رفتیم داخل .بعداز نماز و دعا همه منتظر حضور خاتمی بودیم که وزیر کشورش میکروفن را به دست گرفت.صدای حزن آلود موسوی لاری حکایت از عدم حضور خاتمی در مسجد قبا داشت.درحالی که توجهم به شعاری بود که یکی از حاضرین در مسجد فریاد می زد،بازهم به شایعات توجهی نکردم و پیش خودم گفتم خوب معلومه  استقبال به این باشکوهی آدمو خسته میکنه!خاتمی هم آدمه دیگه باید بره هتل استراحت کنه!وقتی موسوی لاری گفت خاتمی به مسجد قبا نمی آیدمردی از میان جمعیت بلند شد وفریاد زد:سید مظلوم خدا یار تو   احمد موسی نگهدار تو!

کنفراس مطبوعاتی

از مسجد که می اییم بیرون پیامک برگزاری کنفراس مطبوعاتی آقای خاتمی به دستم می رسد.ارسال کننده کسی نیست جز خانم کریمی( .حالا هرچی می خوات ما به این خانم کریمی بگیم من دیگه خبرنگاری نمی کنم.مگه حرف تو گوشش میره!)

به هرحال ساعت 21 در هتل پارس حاضر شدیم .خاتمی وقت را مطبوعات محلی دادو سئوال های نمایندگان آنها را تشریحی پاسخ داد و اسم پرسش کنندگان را برای شب اول قبر یادداشت کرد!همه سئوالتشان را پرسیدند از خبرنگاری که اصرار داشت خاتمی شیراز را شهر اصلاحات بنامد تا خبرنگار روزنامه اصولگرای شهرمان که تلفنی به او حکم شد از مقایسه عملکرد دولت هشتم ونهم در حوزه انرژی  هسته ای از خاتمی سئوال کند.خاتمی شیراز مهد تمدن نامید و آرزوی خودرا سکونت در شیراز عنوان کردتا خبرنگاران در طول این کنفراس چندین بار لبخند را بر لبان خود تجربه کنند.

جلسه نخبگان

زمان جمعه شانزدهم اسفند هشتاد هفت ،سالن مملو از جمعیت.اکثر قریب به اتفاق حاضرین جوان هستند .خاتمی متفاوت تر  از گذشته سخن می گوید.از عدم اجرای برنامه های از پیش تعیین شده توسعه کشور انتقاد می کند و اقتصاد صدقه پروری را در شان ملت بزرگ ایران نمی داند و...در آخر جلسه دانشجویی در مورد داستان نخ نمای دست دادن خاتمی بازنان ایتالیایی از روی متن از پیش نوشته شده ای می خواند،خاتمی پاسخ او را می دهد و تخریب شخصیت و ایجاد محدویت را برای خود رای آور عنوان می کند.ناگهان از میان جمعیت نسوان زنی بلند می شود و مطلبی را با بی شرمانه ترین ادبیات بیان می کند.این سخن به حدی مورد غضب حاضرین خصوصا بانوان قرار می گیرد که برخی عزم برخود با وی را می کنند.قائله باپادر میانی بزرگان جلسه خاتمه می یابد اما حاضرین در جلسه تا لحظه خروج از ساختمان جهاد دانشگاهی این زن را مستحق برخود می دانند و با دیدی حقارت آمیز به او می نگرند.خاتمی درحالی از سالن خارج می شود که مدام تاکید می کند کسی با آن دختر برخوردی نکند.خارج می شود برنامه او قبل خروج از استان زیارت شاهچراغ (ع)،دیدار با خاندان دستغیب و عیادت از استاد بهمن بیگی است.

  آیت‌ا... سیدمحمدمهدی دستغیب در جریان زیارت خاتمی از شاهچراغ خطاب به رییس‌جمهور پیشین کشورمان گفت‌: من به شما بشارت می‌دهم که مردم بطور ویژه‌ای به شما علاقه‌مندند و دوستتان دارند. سید محمد خاتمی که  با همراهانش عازم منزل آیت‌ا... العظمی سید علی‌محمد دستغیب،‌ رییس حوزه علمیه شیراز شده بود با این روحانی نیز دیدار کرد. این روحانی پرنفوذ شیرازی  در این دیدار خطاب به خاتمی اظهار کرد: شیوه شما به دلیل احسان و سکوت در برابر دشمنانتان شیوه پیامبر است. نماینده شیراز در مجلس خبرگان رهبری افزود: شما در برابر دشمنان خود نه تنها سكوت كرده‌اید، بلكه احسان هم كرده‌اید كه این شیوه پیامبر است. دیدار خاتمی با دستغیب ها باعث شد تا برخی دغدغه ها منبی بر ایجاد فاصله بین بیوت آیات اعظام دستغیب با جریان موسوم به اصلاح طلب فارس و شایعات منتشر شده پیرامون این خاندان ریشه دار پیش از سفر خاتمی به شیرازاز بین برود.

خاتمی در آخرین نقطه توقف در استان فارس میهمان کد خدای یکی از روستاهای سپیدان شد تا ضمن صرف نهار مردم این دهکده خود را مهیا ی حضور در میان جمعیت کثیر منتظر اودر استان کهکیلویه و بویر احمد کند.تلفن همراهم دوباره زنگ می خورد:اینجا ابتدای راههای استحفاظی استان کهکیلویه و بویر احمد است ،صف 30 کیلومتری خودروها منتظر حضور خاتمی است!