رهبری خاتمی، شهامت کروبی، پیروزی موسوی
چند سال پیش
در چنین روزهایی بیشک شرایط انتخابات دهم ریاستجمهوری با انتخابات گذشته تفاوتهای بسیاری کرده است. بسیاری انتخابات سال 76 و شرایط سیاسی کشور را به خوبی بهیاد میآورند. در آن دوره هنوز مشارکتیها جبهه تشکیل نداده بودند و خط امامیها یا چپ سنتی بر چند پایه الگوی كار جمعی فعالیت میكردند. اما در همان شرایط سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پس از چند سال خاموشی با انتشار نشریه «عصر نو» گامهای اساسی را برای برونرفت این جناح از ركود سیاسی برداشت. گامهایی که مقصد ابتداییاش مجلس پنجم و مقصد نهاییاش رسیدن به ساختمان پاستور در هفتمین دوره ریاستجمهوری بود. در این زمان بجز انجمنهای سیاسی اسلامی چپگرا (ائتلاف خط امام) كمتر گروهی فعال بود. مجمع روحانیون مبارز در قهر سیاسی بهسر میبرد و روزه سكوت گرفته بود و دفتر تحكیم وحدت هنوز به جمعبندی سیاسی نرسیده بود. موسسان جبهه مشاركت نیز یا مانند سعید حجاریان با سازمان مجاهدین انقلاب همكاری میكردند یا مانند محسن میردامادی در مراكز تحقیقاتی و تحصیلی داخل و خارج از كشور فعالیت میکردند. اما مجاهدین انقلاب اسب خود را برای کورسبستن با محافظهکاران زین کرده بودند. ابزار این کورس هم چیزی نبود جز تحلیلهای آنها که ترغیبهای هاشمی رفسنجانی را نیز به همراه داشت. تلفیق تحلیل و ترغیب عاملی شد تا ابتدا مجلس پنجم از انحصار راست درآید و سپس تشکلهایی شبیه به حزب در میان اصلاحطلبان اعلام موجودیت کنند و یکی از نوزادان جَو جدید سیاسی کشور كارگزاران سازندگی باشد. این در حالی بود که اصلاحطلبان با اتكا به اقلیت مقتدر مجلس پنجم که حال دیگر برچسب کارگزاران سازندگی را بر سینه داشتند قصد کردند تا میرحسین موسوی را جانشین هاشمیرفسنجانی كنند تا بتواند با ناطقنوری رقابت كند. موتور این حركت همچنان سازمان مجاهدین انقلاب بود، اما هنگامیكه موسوی نیامد و خاتمی نامزد شد نقش روحانیون مبارز در كار بیشتر شد. در عینحال تردیدی نباید كرد كه ریاستجمهوری سید محمد خاتمی و تبدیل او به چهرهای كاریزماتیك، فرآیندی شخصی یا حزبی نبود. اگر نبود تحلیلهای مجاهدین انقلاب اسلامی، اگر نبود بدنه اجتماعی دفتر تحكیم وحدت، اگر نبود برنامهریزی ستادی و رسانهای كارگزاران سازندگی، اگر نبود چانهزنیها و سخنوریهای متهورانه رهبران روحانیون مبارز و شاید اگر نبود عکسهای خاتمی با میرحسین موسوی آنگاه اصلاحطلبان فقط میتوانستند جامه ریاستجمهوری را در رویاهایشان ببینند، اما مجموع این عوامل دست در دست هم داد تا خاتمی 8 سال رییسجمهور باشد. 8 سالی که فراز و نشیبها و بحرانهایش از او مردی سرد و گرم چشیده ساخت. این در حالی بود که انتخابات ریاستجمهوری نهم و نوع عملکرد اصلاحطلبان باعث شد تا خاطرات سالهای ابتدایی پس از امام بار دیگر در اذهان زنده شود و اصلاحطلبان پس از یک دهه حضور در عرصه سیاسی کشور، بار دیگر به انزوا بروند. اصلاحطلبان همانگونه كه در گذشته نتوانستند حمایتهای سیاسی و معنوی امامخمینی(ره) را به نهاد تبدیل كنند و با درگذشت رهبر انقلاب اسلامی، از حاكمیت كنار گذاشته شدند، باز هم موقعیت سیاسی و اجتماعی سید محمد خاتمی را نیز به نهاد تبدیل نكردند و پس از پایان دوره ریاستجمهوری او، از حاكمیت كنار رفتند یا كنار گذاشته شدند. اما اکنون زمان آن رسیده که از یك سرمایه سیاسی مانند سید محمد خاتمی استفاده کنند و حضور همفکران خود را گرد محور او به نهادی سیاسی تبدیل کنند، اما بیشک این نهاد باید چتری فراگیر برای همه اصلاحطلبان باشد، اما چگونه؟ اکنون زمان آن رسیده تا شیخ بار دیگر به دوستان نزدیک خود (خط امامیها) نزدیکتر از گذشته شود و خاطرات خوب حمایتهای بیدریغش از یگانه کاندیدای اصلاحطلبان در انتخابات هفتمین دوره ریاستجمهوری را زنده کند. بیشک جایگاه کروبی که سابقه مبارزاتیاش از عمر بسیاری از سیاسیون کنونی کشور به مراتب بیشتر است، از او فردی ساخته که شاید میبایست کلید پاستور را به دست افراد دیگری بسپارد. اما آن فرد کیست؟ میرحسین مردی است از جنس بوم و رنگ، اما عملگرا. شاید میرحسین فردی مناسب برای سومین راس مثلث اصلاحطلبان باشد. نخستوزیر سالهای توپ و تانک و گلوله. میرحسین شاید تنها رجل سیاسی ایران باشد که بسیاری او را به نام کوچک صدا میکنند که البته میتوان آن را نشانه محبوبیت نخستوزیر مورد حمایت امام خمینی(ره) دانست. اینک او پس از سالها گوشهنشینی و سرگرمکردن خود با بوم و رنگ نقاشی، بار دیگر سودای حضور در بالاترین پست قوه مجریه را در سر میپروراند. این سودا زمانی میتواند رنگ واقعیت به خود بگیرد که این مرد جدی حوزه عمل، حمایتهای سید و شیخ را پشت سر خود ببیند. اکنون جامعه سیاسی کشور با سال 76 فاصله زیادی گرفته است. در حال حاضر تشکلهای سیاسی میروند تا به عنوان حزب، خود را به جامعه معرفی کنند. اکنون زمان آن رسیده تا مثلث خاتمی، کروبی، میرحسین سنتشکنی کند و اصلاحطلبان را از به انزوای سیاسی رفتن نجات دهد. بیشک گفتمان و محبوبیت خاتمی، شهامت و رکگویی کروبی و تجربه و صداقت میرحسین، میتواند فاکتورهای مناسبی برای برونرفت کشور از وضعیت کنونی و مانعی برای از به انزوا رفتن مجدد اصلاحطلبان باشد.
بنام خالق زیبایی ها