تنبيه رييس ما ازاين قرار بودكه هركدام از ما (رانندگان) بايد يك روز رادر قسمت فني به عنوان مامور به انجام وظيفه اختصاص دهيم.البته ايشان براي اينكه ما از اين انجام وظيفه سرپيچي نكنيم دستور لغو مرخصي در روزهاي ماموريت به قسمت فني راصادركرده بود. روز اول خرداد ماه اولين روز اجراي اين برنامه بود.

وقتي براي سروگوش آب دادن به قسمت فني سرك كشيدم با كمال تعجب ديدم كه همكار مامور ما كه ميبايست وقت خود را صرف يادگرفتن مسايل فني ميكرده است ،يونيفرم خود را ازتن جداكرده لباس كار پوشيده و مشغول شاگردي مكانيك آن قسمت است.من كه دراين زمان حال كسي را داشتم كه سطل آب جوشي را روي سرش ريخته باشند تصميم گرفتم از راه هاي قانوني سعي كنم كه  شاگرد مكانيك نشوم.

روز دوازدهم خرداد نوبت من بود كه به قسمت فني بروم.طبق معمول ساعت 7:30در قسمت فني حاضرشدم. مسئول آن قسمت كه خودش هم مسئول هست ،هم راننده،هم كارمندو...وقتي  ديد كه من بايونيفرم رسمي ام كه پيراهن طوسي روشن و شلوار سورمه اي ست ،بي صبرانه منتظرم كه مسايل فني را از او بياموزم!!! خطاب به من گفت :آقاي شلتوك كار لباس كار توي اتاق است برو لباستو عوض كن.من كه 12 روز منتظر شنيدن اين حرف بودم جواب دادم : به دلايل بهداشتي لباس كاري راكه قبل از من كس ديگري پوشيده نمي پوشم.او كه انتظار شنيدن چنين جوابي را نداشت سعي كردخودش را خونسرد نشان دهد وپس از مكث كوتاهي گفت: خب لباست كثيف مي شه!من كه حسابي آماده جواب دادن بودم گفتم فكر نمي كنم  ياد گرفتن مسايل فني باعث كثيف شدن لباس شود!!!

اينجا بود كه دومين شك به آقاي سرپرست فني وارد شد. اما  باز هم به روي خودش نياورد و خونسردي كه مختص خودش بودگفت :مگر چه ايرادي دارد كه يك روز هم مكانيك باشي ؟بهش گفتم بچه كه بودم بابا بهم مي گفت: بچه درس بخون وگرنه بايد بري شاگرد مكانيك شيا !!! حالاهم كه 16 سال درس خوندم بايد شاگردميكانيك شم؟

توي همين بحث هابوديم كه رييس ايستگاه شيراز وارد سوله فني شد به من گفت چرالباس كار نپوشيدي ؟وقتي با جواب منطقي من روبرو شد ديگه چيزي نگفت ورفت.اون رييس خونسرد  فني كه حسابي از دست من دلگير شده بود توي اين فرصت رفته بودوچوقولي مارو به رييسمون  كرده بود(به قول بروبچ آدم فروشي كرده بود) كه من بهش توهين كردم.رييس منو خواست كه چرا بهش توهين كردم. منهم كه خدا يك زبون دراز بهم عنايت كرده اونم قانع كردم كه آقا من به كسي توهين نكردم اونم ناچار قبول كرد.البته همه اونها مي دونستند كه كارشون غيرقانونيه و از اونجايي كه خبر داشتند من هم از قانون چيزهايي حاليم ميشه نمي تونستند چيزي بگن...

آقا همه همكارام امروز ايول آورده بودند كه من امروزجلو روسا كم نياوردم فكر كنم از فردا همه اونهام يادشون بيافته كه شاگرد مكانيك نيستند بلكه اپراتور رمپ هستندهرچند هر اتفاقي كه از اين به بعد بيافته وكسي براي احقاق  حقش قد علم كنه يقه منو به عنوان ياغي خواهند گرفت.