رقص درآغوش مرگ
واقعیت این است که اینگونه میهمانیها که اکنون در میان جوانان از آنها به عنوان پارتی شبانه یاد میشود، رفتهرفته میرود تا به یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل شود؛ معضلی که میبایست تصمیمگیران حوزه اجتماعی هرچه سریعتر به آن به دید دیگری نگاه کنند.
زنگ خطر
در این شرایط، خبرگزاری مهر با انتشار خبری مبنی بر اینکه بر اساس یافتههای یک پژوهش که در همایش آسیبشناسی ملی مسایل جوانان ارایه شد، 25 درصد دانشجویان مصرف الکل را بدون اشکال میدانند، خبر از بروز یک معضل اجتماعی در آیندهای نزدیک میدهد. به گزارش این خبرگزاری، دکتر سعید معیدفر در جریان برپایی این همایش، با اعلام این آمار افزوده است: 20 درصد این افراد کسانی بودند که در نظرسنجی اظهار کردند که الکل مصرف میکنند و پنج درصد بقیه اعلام داشتند که در وسوسه مصرف الکل هستند. وی افزوده است: مصرف الکل نسبت به سایر مواد مخدر در جامعه شایعتر بوده و برخلاف مواد مخدر که 95 درصد جوانان مصرف آن را قبیح میدانستند، متاسفانه از قبح کمتری برخوردار بوده و مصرف آن میان برخی دانشجویان توام با شانیت تلقی شده است. دکتر معیدفر با اشاره به بالا بودن آمار فوق، این آمار را از جمله رفتارهای آسیبزا میداند. وی مدعی است: 75 درصد جامعه آماری مورد مطالعه، اظهار داشتند که مصرف الکل عملی قبیح بوده که مهمترین عامل این قبح را میتوان در دینداری این جوانان - چه بهصورت سنتی و چه مدرن- دانست که سبب کنترل آسیبها و ناهنجاریها میشود. رییس انجمن جامعهشناسی ایران در این همایش اضافه کرده است: بررسی مذکور همچنین بیانگر این واقعیت است که خوشبختانه دانشگاهها از ابعاد مختلف آسیبهای اجتماعی، نسبت به سایر محیطهای اجتماعی سالمترند.
خلاف آبمعدنی
"اكسپارتي" اصطلاحي است که به مراسم مصرف قرصهای اکس اطلاق میشود. در اين مجالس همهچيز آداب خاص خود را دارد. آدمها با لباسهايي عجيب و غريب به چشم ميخورند، پس از آن نوارهاي موسيقي متال، راك و... را گذاشته و... از ويژگيهاي اين نوع موسيقي، اين است كه داراي هيچگونه مكثي نيست؛ يعني خطي و بدون مكث است. به گفته روانشناسان، موسيقي خطي به علت مغايرت با نظام طبيعي گردش خون و روان انسان، در افراد تحرك جنسي و جسمي ايجاد ميكند. اين موسيقي به هيچ وجه با حركت هستي در جهان هارموني ندارد و در تضاد است و به دليل همين تضاد، مشكلات رواني فراواني را براي افراد به وجود خواهد آورد. در هر حال استريوهای موجود در محل با ولوم 130، مجلس آنها را به اصطلاح گرم كرده و همه چيز با اين كار شروع ميشود. بهتدريج "اكس من" وارد ميدان ميشود، او وظيفه توزيع قرصهاي روانگردان بين جوانان حاضر را برعهده دارد. ميهمانيهاي ريو (RAVES) يا همان پارتيهاي شلوغ و پر ازدحام كه بيشتر شركتكنندگان آن نوجوانان و جوانان هستند و براي رقصيدن و شادي دور هم جمع ميشوند، در دهه هشتاد ميلادي بحران جديدي در اروپا و آمريكا بهوجود آوردند؛ چرا كه اكستازي بهطور غيرقابل مهاري در ميان جوانان نفوذ كرده بود و روزبهروز بر تعداد مصرفكنندگان آن افزوده ميشد و كساني كه به اين قبيل ميهمانيها ميرفتند، هماهنگ و عجيب بودند و يكسان لباس ميپوشيدند تا خود را به صورت يك گروه در آورند.
در اين حال، اكستازي يكي از مشهورترين داروها در بين جوانان است كه برآورد شده بيش از 8/2 ميليون نوجوان، حداقل يكبار آن را امتحان كردهاند و بسياري از آنها نيز عليرغم آگاهي نسبت به خطرات مصرف آن، تا تبديل شدن به يك مصرفكننده دایمي، به استعمال آن ادامه ميدهند. بررسيهاي دانشمندان نيز بيانگر آن است که مصرف تفريحي اكستازي نيز ميتواند در آينده منجر به بيماري "پاركينسون" (يك اختلال عصبي ناتوانكننده كه با فقدان كنترل عضلات مشخص ميشود) شود. "اكس" را اغلب "قرص عشق" هم مينامند؛ چراكه ادراكات رنگ و صدا را شدت بخشيده و بهويژه هنگام رابطه جنسي موجب افزايش نيرو ميشود، اما اكستازي در عين حال يك داروي توهمزاست كه بر ذهن اثر گذاشته و موجب ميشود كه افراد چيزهايي را ببينند يا احساس كنند كه واقعي نيست. توهمزاها ميتوانند فرد را درون تجربهاي ناراحتكننده يا ترسناك از گذشتههاي دور رها سازند؛ بدون آنكه او قادر به درك آن باشد. به عقيده پژوهشگراني كه روي موضوع اكس كار كردهاند، تصور اكستازي بهعنوان "قرص عشق" يكي از دروغهاي بزرگی است كه درباره داروها منتشر شده است. اكستازي از لحاظ هيجاني آسيبزاست و مصرفكنندگان اغلب از افسردگي، اغتشاش شعور، اضطراب شديد، سوءظن، دورههاي روانپريشي و ساير مشكلات رواني رنج ميبرند. خطر بيشتر آنجا نمايان ميشود كه تركيب اكستازي با الكل شديد باشد؛ چراكه در اين حالت ميتواند كشنده باشد. اثرات تحريكزايي داروهايي مانند اكستازي، مصرفكننده را قادر ميكند كه براي مدت طولاني به رقصيدن ادامه دهد و زماني كه با شرايط شلوغ و داغ موجود در پارتيها همراه ميشود، ميتواند به كمآبي شديد، نقص كليهها و قلب منجر شود. حقیقت این است که در چند سال اخیر افزایش حضور جوانان دختر و پسر در پارتیهای دوستانه، زنگ خطری را برای برخي خانوادهها به صدا در آورده است. به عقیده بسیاری از جوانانی که در این مهمانیها حضور مییابند، فرار از مشکلات و گذراندن لحظاتی شاد، با حضور در مهمانیهای موسوم به rave به دست میآید. ساعتهای متمادی رقص با موسیقی الکترونیکی در پارتیهای مختلطی که امروزه در گوشه و کنار شهرهای بزرگ با حضور دختران کمسن و سال با آرایشهای تند عروسکی و پسران جوانی که شادی را با اکس تجربه میکنند، جوانان را به سمت دنیای خیالی میکشاند؛ میهمانیهایی که سرمایه آن تعدادی جوان سرشار از انرژی هستند و مواد لازمش مقداری قرص و چند بطری آبمعدنی است. شاید اگر کمی واقعبینتر به تصادفات و اتفاقات عجیبی که معمولاً اواخر شب در شهرهای بزرگ رخ میدهد، بنگریم،
رد پای این پارتیها را بتوانیم در آنها مشاهده کنیم.هرچند به همراه داشتن چند بطری آبمعدنی در شرایط عادی جرم محسوب نمیشود ولی میتواند سرنخ بسیار خوبی برای کشف یک حقیقت تلخ باشد؛ حقیقتی تلخ از به بیراهه رفتن تعدادی جوان که سرمایههای این مرز و بوم محسوب میشوند. بنا به اعلام پژوهشگران اجتماعی، تشدید اختلاف سنت و مدرنیسم و تمایل جوانان به زندگی کردن با مد روز موجب شده است، روابط بعضاً نامتعارفی در حوزه تعاملات اجتماعی جوانان مشاهده شود. پارتیهای شبانه که اغلب در اواخر هفته و در مناطق دورافتاده شهر برگزار میشود، دغدغه برخی جوانان ایرانی شده است و حتا آنهایی که تمایلی به حضور در اینگونه جشنها ندارند، آمادهاند که برای یکبار آن را امتحان کنند.
یک آمار خطرناک
مونا کاشفی، پژوهشگر اجتماعی با تحقیقی بر روی 230 جوان و نوجوان دختر و پسر دریافته است که نزدیک به 56 درصد جوانان علاقه دارند که همراه با دوستانشان در میهمانیهای شبانه شرکت کنند. همچنین 6/43 درصد از این عده، بیش از یکبار در میهمانیهای مختلط به همراه دوستانشان شرکت کردهاند.
یافتههای این تحقیق نشان میدهد، 88 درصد از افرادی که حضور در پارتیهای مختلط را تجربه کردهاند، بدون اطلاع خانوادههایشان در چنین جشنهایی شرکت کردهاند. 31 درصد از جوانان پاسخ دادهاند که از ترس خانوادههایشان در چنین جشنهایی شرکت نمیکنند. این یافتهها همچنین بیانگر آن است که 12 درصد جوانان اصلاً تمایلی به حضور در میهمانیهای مختلط ندارند، با این حال به نظر میرسد که صرفنظر از یافتههای پژوهشگران، آمارهای تکاندهنده از حضور جوانان در میهمانیهای مختلط تا حدود نسبتاً زیادی نگرانکننده به نظر میرسد. "روزبه. ص" دانشجوی مهندسی صنایع میگوید: اصولاً چند نوع مختلف از میهمانیهای اینچنینی حایز اهمیت است؛ نخست جشنهایی که در سلامت انجام میشود و همه چیز در افراطیترین شکل ممکن، به دست دادن، روبوسی و رقص ختم میشود. وی میافزاید: اکسپارتی، نوع هیجانانگیزتر این پارتیها است که در اینگونه جشنها غالباً میهمانان به وسیله قرصهای اکس مورد پذیرایی قرار میگیرند تا با انرژی مضاعف در میان دوستان خود ظاهر شوند و نوع سوم و خطرناکتر اینگونه نیز، پارتیهایی است که در آن همه چیز از کنترل افراد خارج است و هر نوع حادثه زیانباری محتمل به نظر میرسد. روزبه میافزاید: کسانی که در میهمانیهای نوع اول و دوم شرکت کرده باشند، بهتدریج میتوانند در پارتیهای نوع سوم نیز حضور یابند. وی در خصوص حالات ناخوشایند جوانان در میهمانیهای نوع سوم میافزاید: طبعاً برای شاد بودن در میان دوستان به انرژی خارقالعادهای نیاز است که قرصهای اکس و حشیش برای این کار بسیار موثرند.
یک دنیای خیالی
روزبه، پارتیهای خطرناک را به نمایشنامههایی زیبا از عقدههای فرو خورده جوانان تشبیه میکند و میافزاید: مصرف اکس و مشروب الکلی، دنیای خیالی جذابی برای جوانان ایجاد میکند، برخی از آنها پس از مصرف قرصها به نقاشی بر روی دیوارها میپردازند یا اینکه تمایل پیدا میکنند در مکانهای بلند بایستند. "پوریا. م" دانشجوی الکترونیک که سابقه مصرف حشیش در میهمانیهای مختلط را داشته است، میگوید: یکی از شبها که با دوستانم از پارتی برمیگشتیم، یکی از بچهها در حالی که ماشین سرعت زیادی داشت، در اتومبیل را باز کرد و قصد داشت خود را به پایین پرتاب کند که ما مانع شدیم. وی در یک نگاه تاملبرانگیز، اکسپارتیها را سالمترین محیط برای لذت بردن از دنیای جوانی میداند. "پوریا. م" میگوید: جوانانی که اکس مصرف میکنند، قبل از مصرف و در عالم هوشیاری، خود را متقاعد میکنند که در مصرف زیادهروی نکنند تا امکان لذت بردن بیشتر و بدون عوارض را در مهمانیهای بعدی پیدا کنند. وی با اشاره به مدتزمان ماندگاری اثرات لذت پس از مصرف اکس میگوید: میزان ماندگاری اثرات لذتبخش، 6 تا 8 ساعت است که در این فاصله، کمتر کسی تا قبل از پایان مهمانی، لحظات تلخ پس از سرخوشی را آغاز میکند. "پیام. ذ" دانشجوی رشته هنر، پارتیهای مختلط را واکنش طبیعی جوانان به احساس نیاز درونی دانسته و معتقد است: مانع شدن از حضور جوانان در مهمانیهای لذتبخش، در آینده آنها را عقدهای بار میآورد. وی بر این باور است که ریشه همه خیانتهای زناشویی و لجامگسیختگیهای اجتماعی در عدمبرآورده کردن موثر نیازهای دوران جوانی نهفته است.
یک هشدار دیگر
يک متخصص بيماريهاي آميزشي، افزايش روابط غيرمتعارف جوانان در پارتيها را كه با مصرف انواع مواد مخدر و لذتهای خطرناک همراه است، هشداربرانگیز میداند. "مهیار فروغی" میافزاید: بيماريهاي مقاربتي و آميزشي و عفونتهای جنسی، به علت افزايش روابط غيرمتعارف جنسي در بين نوجوانان در حال افزايش است که مهمترين اين بيماريها ايدز، هپاتيت B، تبخال و زگيل تناسلي است كه موارد آن در سالهاي اخير قطعاً افزايش يافته است. وي با اشاره به اینکه بسياري از مبتلايان به اين بيماريها اصلاً به پزشك مراجعه نميكنند و بهطور كلي مراجعه به پزشك در مورد بيماريهاي مقاربتي در جامعه فرهنگ نشده است، میگوید: تا زماني كه علايم بيماري در حد بالايي بروز نكند، مساله آشكار نميشود و بنابراين نميتوانيم آمار دقيقي از افزايش اين نوع بيماريها در جامعه ارایه كنيم. این متخصص، عامل اصلي بروز چنين مسایلي در ميان جوانان و بهخصوص نوجوانان را افکار لجامگسیخته و عدم آموزش صحیح روابط اجتماعی و پايبند نبودن به اصول اخلاقي دانسته و میافزاید: اكثر والدين نيز از وضعيت فرزندان نوجوان خود بياطلاع هستند و اصلاً نميدانند كه فرزندان آنها كجا ميروند و با چه كساني حشر و نشر دارند. وي افزود: جمعيت جوان كشور ما كه يك پتانسيل بزرگ محسوب ميشود، متاسفانه در حال گرفتار شدن به مسایل جديدي است كه بايد مسوولان جامعه و بهخصوص خانوادهها نسبت به آن هوشيار باشند. اين پزشك متخصص خاطرنشان میکند: 14 درصد جمعيت كشور در گروه سني 15 تا 19 سال قرار دارند و افزايش رفتارهاي پرخطر جنسي و بيماريهاي مقاربتي ناشي از آن مسالهاي است كه روزبهروز افزايش آن در جامعه محسوستر ميشود. وي میگوید: نوجوانان با شركت در پارتيها و مهمانیهای مختلط به مصرف الكل، انواع قرصهاي اكستازي و مواد مخدر مبادرت ميكنند و سيديهاي مبتذل در اين پارتيها به نمايش در ميآيد. "حسین عمادی" یکی دیگر از متخصصان بیماریهای آمیزشی میافزاید: اين نوع مجالس بهطور كلي در شهرهاي بزرگ و حاشيه آنها بيش از نقاط ديگر است و بهخصوص در اقشار بسيار مرفه و خيلي فقير چشمگيرتر است، بنابراين بايد براي كنترل تبعات غيرقابل جبران آن، هر چه زودتر وارد عمل شويم. وي میگوید: نميتوان همه مشكل را در خانوادهها دانست و والدين را مسوول اصلي آن بدانيم. جامعه نيز در مورد چنين مسایلي مسووليت دارد. در همه دنيا هم چنين مسایلي وجود دارد كه دولت و وزارت آموزش و پرورش با آموزش مهارتهاي زندگي، نوجوانان و جوانان را نسبت به خطراتي كه مصرف مواد مخدر، قرصهاي روانگردان و شركت در مجالس غيرمتعارف دارد، هوشيار ميكنند، در حالي كه در كشور ما وزارت آموزش و پرورش همواره در مقابل آگاهسازي نوجوانان به اين مسایل مقاومت نشان داده است. عمادي میافزاید: سال 82 قرار بود مبحثي با عنوان مهارتهاي زندگي در كتابهاي درسي مقطع تحصيلي اول دبيرستان گنجانده شود و آموزشهايي در اين زمينه بهخصوص در مورد پيشگيري از ايدز به دانشآموزان داده شود اما در نهايت با اين كار مخالفت شد و اجازه انتشار اين آموزشها را در مدارس ندادند.بیشتر جامعهشناسان، فقدان درک صحیح از تحولات اجتماعی از سوی سیاستگذاران را مانع اصلی دستیابی جوانان به شادیهای مشروع میدانند. احمد حضرتزاده، پژوهشگر اجتماعی در اینباره میگوید: جدی گرفته نشدن بحث اوقات فراغت در کشور، خواهناخواه به تغییراتی اساسی از جمله روی آوردن افراطی به مد روز و الگوهای غیرایرانی منجر شده است. وی معتقد است که روی آوردن جوانان به پارتیها و الگوهای غیرایرانی و غربی، نتیجه طبیعی فقدان برنامهریزی اصولی در حوزه اوقات فراغت جوانان است.
بنام خالق زیبایی ها