سناتور اوباما دارای لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه کلمبیا و دکترای حقوق از دانشگاه هاروارد است. وی چهارسال از دوران نوجوانی خود را در جاکارتا گذرانید و زاده پدری کنیایی است. او یک مسیحی فرقه پروتستان و از شاخه کلیسای متحد مسیح(United Church of Christ) است. این در حالی است که در ماه‌های گذشته، شایعاتی مبنی بر ایرانی بودن اجداد اوباما بر سر زبان‌ها افتاد. این شایعات تا حدی بود که برخی از رسانه‌های داخلی نیز آن را انعکاس دادند، اما ریشه این شایعه کجا بود؟ خبرگزاری ایتارتاس در این خصوص گزارش داد:تحقيقات تازه يك تيم تحقيقات تاريخي بر روي اصل و نسب باراك اوباما نشان داده است كه او يك ايراني‌الاصل است. دكتر اندي واسهول از موسسه تحقيقات تاريخي دانشگاه «ام.آي.تي» آمريكا می‌گوید: مطابق تحقيقات تيم وي، باراك اوباما ذاتاً از اهالي جنوب ايران و شيعه است. به گفته وی، خاندان اوباما در حقيقت همان خاندان معروف اُوباماي بوشهر هستند كه در دوران قاجاريه جلاي وطن كرده و طي چند نسل به آمريكا رسيده‌اند. جد بزرگ اوباما، ميرحسن‌خان اوبامايي از ميرآب‌هاي معروف بوشهر بوده، به همين خاطر معنی اُوباما «آب با ما» می‌باشد. وی پس از يك نزاع خونين با سقاباشي ناصرالدين‌شاه قاجار از بوشهر فرار كرده به سرحدات عثماني مي‌رود. وي ابتدا در حلبچه به عنوان تاجر زردچوبه فعاليت كرده و پس از ارتقا در تجارتش به عنوان تاجر زعفران به شهر حلب(در سوريه كنوني) مي‌رود. مقارن با ايام مشروطه، ميرحسن‌خان در حلب فوت کرده و پسر وي علي‌اصغر اوباما، به خاطر ضديت اهالي عثماني با شيعيان ايراني، خانواده را به سمت طرابلس مي‌كشاند. وی می‌افزاید: خاندان اوباما در آنجا به تجارت تنباكو مشغول مي‌شوند، اما پس از ممنوعيت استعمال قليان در آنجا، دسته‌دسته شده و به جاهاي ديگر مهاجرت مي‌كنند. در اين ايام كه اندكي قبل از جنگ دوم جهاني بوده، پدربزرگ پدر سناتور کنونی، به همراه خانواده‌اش به جنوب غربي آفريقا مهاجرت مي‌كنند. وي در آنجا براي امرار معاش از پشم شتران پارچه درست مي‌كرده و به اسم ايراني «برك» به فروش مي‌رسانده كه پس از پايان جنگ جهاني به شدت مورد استقبال قرار گرفته و به همين خاطر از طرف معاون شهردار واشينگتن دي‌سي به لس‌آنجلس دعوت مي‌شود. وي پس از ورود به خاك آمريكا به همراه خانواده‌اش در تگزاس رحل اقامت مي‌افكند و به توليد و تجارت برك(در گويش آمريكايي باراك) مي‌پردازد. اما پس از چندي به خاطر ممنوعيت واردات شتر و پشمش به آمريكا ورشكست شده و به ناچار فرزندانش را به مدرسه مي‌فرستد. پدر باراك، يعني حسين اوباما پس از طي دوران مدرسه و دانشگاه، تابعيت ايراني-آمريكايي به دست آورده با يك دختر مسيحي ازدواج می‌کند و سپس به اصرار خانواده همسر خود به ناچار مذهب اسلامي-مسيحي اختيار مي‌كند، اما از انتخاب اسم اسلامي يا ايراني براي فرزند خود منع مي‌شود. به همين خاطر با انتخاب نام باراك كه در حقيقت همان لفظ فارسي برك است و انتقال نام مياني و نام خانوادگي «حسين اوباما» براي پسرش به هويت خود بر روي فرزندش ادامه مي‌دهد. البته بسیاری معتقدند: پخش چنین شایعاتی در آستانه انتخابات مهمی چون ریاست‌جمهوری، در تمام دنیا رواج دارد و مسببان این شایعه، با پخش آن به دنبال ایجاد یک دردسر بزرگ براي آينده سياسي اوباما در آمريكا و ايران بوده‌اند، همان‌طور که انتشار عکس سناتور اوباما با پوششی آفریقایی که توسط حامیان سناتور کلینتون صورت گرفت، می‌رفت تا کفه ترازوی رقابت را به سمت رقیب این سناتور سیاه‌پوست سنگین‌تر کند؛ اوباما در این عکس در لباس محلی اهالی سودان و با دستاری که به سر بسته بود، در کنار یک مرد آفریقایی دیگر مشاهده می‌شد. چندی نگذشت که این شایعه با واکنش تیم اوباما رنگ واقعیت از خود باخت. اوباما و ایران این‌که در هر انتخاباتی، دولت‌های بیگانه، علاقه‌مند به پیروزی یکی از نامزدهای موجود در آن دوره از انتخابات –براساس مواضع اعلام شده- باشند، امری کاملاً معمول و عادی است. این موضع‌گیری در عالم سیاست، امری پذیرفته‌شده است. این موضع‌گیری را در ادبیات سیاسی دکتر احمدی‌نژاد نیز می‌توان دید. رییس‌جمهور کشورمان در مصاحبه مطبوعاتی خود با روزنامه ال پاییس اسپانیا اظهار داشت: بعید است اجازه دهند اوباما رییس‌جمهور شود. این در حالی بود که اوباما در سخنرانی‌های انتخاباتی خود و در مقایسه با دیگر سناتور همیشه خندان دموکرات از موضع نرم‌تری در قبال ایران سخن گفته بود. باراك اوباما، از تمايل خود براي گفت‌وگو با رهبران كشورهايي مانند ايران كه به اعتقاد آنها به عنوان دشمن آمريكا به شمار مي‌روند، سخن گفته بود و اعلام آمادگی کرده بود بدون هيچ پيش‌شرطي با رهبران كشورهايي مانند ايران، سوريه، كوبا و ونزوئلا ديدار كند. این در حالی بود که مك‌كين کاندیدای جمهوری‌خواهان از اين ديدگاه‌هاي اوباما كه وي با شخصي مانند دکتر احمدي‌نژاد ديدار كند، انتقاد و اعلام كرده بود كه اين كار باعث ايجاد وجهه‌اي خوب براي ریيس‌جمهور ايران شده و پيام نادرستي را نيز به متحدان آمريكا مانند اسرایيل مي‌دهد. اوباما در موضع‌گیری جدید و تامل‌بر‌انگیزی گفت: گفت‌وگو با ایران به معنی گفت‌وگو با شخص احمدی‌نژاد نیست.پس از این موضع‌گیری اوباما، جمهوري‌خواهان، وی را متهم به تضاد در سخنانش درباره كشورهايي مي‌كنند كه با آمريكا داراي روابط خصمانه هستند، اما اوباما درباره ايران گفت: آماده شدن براي گفت‌وگو به اين معني است كه ما هم‌اكنون داراي روابطي در سطح پايين‌تر هستيم كه در مورد نگراني‌هاي ما درباره برنامه اتمي ايران شفاف‌سازي شده، اما قصد داريم به سخنان و ديدگاه‌هاي آنان هم گوش دهيم. وي گفت: من پيش از اين هم بر مذاكره با اين كشورها تاكيد كرده بودم و مواضعم تغيير نكرده است. من از ملاقات با رهبران كشورهايي مانند ايران، ‌كره‌شمالي و ونزوئلا خوشحال مي‌شوم و پيش از اين هم گفته بودم، مهم است كه مطمئن شويم، اين روابط از سطح پايين آغاز بشود و كارهايي هم كه تاكنون انجام شده، خوب بوده و نشان مي‌دهد كه تحقق چنين ديداري سازنده خواهد بود. الگوپذیری از کندی و ریگان پس از حملاتی که جمهوری‌خواهان جنگ‌طلب به این سناتور دموکرات داشتند، اوباما پيشنهاد داد كه آمریکایی‌ها از الگوي «جان‌اف كندي» و «رونالد ريگان» پيروي كنند كه با اتحاد جماهير شوروي گفت‌وگو كردند. نامزد حزب دموكرات در انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا با تكرار انتقادها به خاطر جنگ بوش در عراق، اعلام كرد كه ايران بهره‌مندترين طرف در جنگ عراق بوده است. برگ برنده، لابی صهیونیست اما انگار اوباما یا به قدرت لابی صهیونیست در آمریکا اعتقاد نداشت و یا این‌که برگ برنده خود را برای روز آخر در جیب گذاشته بود. برگ برنده‌ای که با اعلام حمایت بی‌چون و چرای اوباما از رژیم اسراییل، حکم نمایندگی دموکرات‌ها را به نام وی صادر کرد.باراک اوباما در ژوئن ۲۰۰۷، طرحی را به مجلس آمریکا ارایه کرد که طی آن سرمايه‌گذاران خارجی را به خروج سرمايه‌های خود از ايران تشويق می‌کرد. وی معتقد است که جمهوری اسلامی از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته‌ای خود و حمايت از گروه‌های تروريستی در خاورميانه استفاده می‌کند و اعمال فشار بر شرکت‌ها برای قطع روابط مالی با جمهوری اسلامی اثر تحريم‌ها را افزايش می‌دهد. وی که در آوریل ۲۰۰۸، در مناظره 90 دقیقه‌ای با هیلاری کلینتون و در پاسخ به سوالی در خصوص واکنش او به حمله ایران به اسراییل، در لفافه گفت آمریکا اقدام مناسب را انجام خواهد داد، در چند مدت اخیر در این خصوص واضح‌تر سخن گفت. تا جایی‌که در اولين سخنراني خود پس از مطمئن شدن از انتخاب به عنوان نامزد حزب دموکرات، در آيپک(AIPAC) لابي صهيونيست‌هاي آمريکا حضور يافت و با سخناني تندوتيز که تشويق صهيونيست‌ها را به همراه داشت، به آنان قول داد که هرچه در توان دارد، براي منزوي کردن ايران به کار خواهد بست.اوباما با این سخنان عملاً به بزرگترين سازمان اسرایيلي فعال در آمريکا که «بزرگترين لابي اسرایيلي» در اين کشور به شمار مي‌رود، اعلام کرد که براي حفاظت از امنيت اسرایيل، همه گزينه‌ها و از جمله گزينه نظامي را بر روي ميز دارد. این موضع‌گیری نشان داد که اوباما به خوبي فهميده است بي‌اتکا به لابي بزرگ صهيونيستي در آمريکا، هرگز دروازه‌هاي کاخ سفيد به رويش گشوده نمي‌شود. اين مواضع بسيار تند اوباما در حالي عليه ايران اتخاذ شد که يک روز پيش از او «مک‌کين» نامزد رياست‌جمهوري جمهوري‌خواهان نيز در برابر رهبران آيپک مواضعي مشابه عليه ايران اتخاذ کرده بود، اما با مقايسه مواضع اين دو، روشن مي‌شود که اوباما به رغم «دعوت به گفت‌وگو ولو با دشمنان» مواضعي بسيار شديداللحن‌تر عليه ايران اتخاذ کرده است. وي در برابر رهبران آيپک، به ايران پيام داد که به درستي اوضاع را بررسي کند و خود را در برابر مواضع سخت‌تر قرار ندهد. وي تروريست خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران از سوي کنگره آمريکا را اقدامي به حق توصيف و اعلام کرد که به منظور برخورد با ايران، دست به اقداماتي جديدتری خواهد زد که يکي از اين گزينه‌ها مي‌تواند به کارگيري زور باشد، اما برخی‌ها اعتقاد دارند که «اوباما» مواضعي نمايشي به منظور کسب کانديداتوري رياست‌جمهوري حزب دموکرات آمريکا در پيش گرفته است. وي که با حالتي کاملاً حماسي در برابر نمايندگان آيپک سخن مي‌گفت، نشان داد که حزب دموکرات آمريکا به رغم مخالفت گسترده با سياست‌هاي جنگ‌طلبانه جورج بوش، همچنان در راستاي دفاع از امنيت اسرایيل در منطقه، به راحتي گام به ميدان برخوردهاي نظامي نيز مي‌گذارند. وي در عين‌حال در این سخنان تبلیغاتی تاکيد کرد: به عنوان ریيس‌جمهور آمريکا اولين گام را براي مذاکره با رهبران ايران بر خواهد داشت تا کاري را که اروپا هم نتوانسته انجام دهد، عملي کند. باید نشست و منتظر ماند و دید که اولاً آیا دموکرات‌ها در انتخابات آتی در آمریکا می‌توانند بر رقبای خود پیروز شوند یا نه؟ و ثانیاً این‌که آیا اوباما در صورت پیروزی در انتخابات، به ایران و مسلمانان نزدیک‌تر خواهد شد یا اسراییل و صهیونیست‌ها؟