البته حالا که فکرشومی کنم می بینم انگار فقط برای من این طور بوده چون توی اون فضایی که اعتقادداشتم آزاد بودیا من متکلم بودم یا دبیرمعارفمون و بقیه بچه ها یابا نگاهشون چشم قرم می رفتن،یا خمیازه می کشیدن.اما اوج ماجرا از جایی شروع شد که توی یکی از جلسات درس درس معارف من به شدت شروع کردم به دفاع کردن از خاتمی .کارمون کم کم داشت بیخ پیدا می کرد که آقای دبیربا صدایی  بلند  به من گفت آقای شلتوک کارسعی کن توی زندگیت دنبال بت نگردی!منظور آقای دبیر از بت قطعا خاتمی بود.من که از صدای بلندش همچین بگی نگی ترسیده بودم آب دهنم قوت دادم و گفتم خاتمی برای من بت نیست،من تفکر خاتمی را می پسندم.خلاصه اون روزهم گذشت و زمان امتحان پایان ترم فرارسید.ماهم که حسابی روی نمره این درسه حساب باز کرده بودیم،مثل یکی از چهار پایان معروف و بدبخت ودر عین حال گوش دراز درس خوندیم.درس خوندن ما به صورتی بود که به جرات می توان گفت تمام کلمات اون کتاب معارف را از برکرده بودم.رفتم سر جلسه امتحان دادن من کمتر از 20 دقیقه به طول انجامید و من مثل یک سرباز فاتح مغرور وار از جلسه بیرون آمدم و منتظر همکلاسی هایم شدم تا جواب های صحیحی که به سئوالت آقای دبیر داده بودم را به رخ آنها بکشم. بچه ها یکی کی بیرون می آمدند و من پیروزمندانه غلط های اون رو بهشون گوشزد می کردم.دیگه مطمئن بودم این ردرس و بیست می گیرم...اما.... وقتی نتیجه ها رو زدنندجلو اسم من در درس معارف نوشته شده بود-8-.تا این نمره رو دیدم سرم گیج رفت .فوری رفتم یه اعتراض آبدار گذاشتم رو این درسه!به امید اینکه یه اشتباهی چیزی شده باشه!اما بعد از یک هفته نتیجه اعتراضات هم اومد.-7-نمره ای بود که آقای دبیر در جواب اعتراض من بهم داده بود.مجبور بودم ترم بعد دوباره این درسو بگیرم ،تنها کسی هم که این درس رو ارائه می داد همون دبیری بود که چشم دیدن منونداشت.دوباره رفتم سرکلاس حالا خاتمی دیگه رییس جمهورشده بود.ولی من ازحرصم دیگه با آقای دبیرکل کل نمی کردم.ام اون کلی مهربون شده بود.من هم دلیل این مهربونی را نمی فهمیدم.دوباره فصل امتحان شد.من بی رمق تر از گذشته با ایمان به اینکه اگه این دفعه هم به تقلید از اون چهار پای معروف  درس بخونم بازهم افتادم ،اصلا سراغ کتابم نرفتم. سر جلسه هم شاید به اعتقاد خودم کمتر از 9-8 نمره نوشتم.من مطمئن بودم این دفعه هم این درسو می افتم اماوقتی نتیجه روزدنندبا کمال تعجب دیدم نمرم شده 19.داشتم از تعجب شاخ در می آئردم.اون موقع نفهمیدم دلیل این اتفاقات عجیب وغریب چیه ؟اما الان که فکر می کنم می بینم شرایط حالا هم مثل اون سال هاست اما نمی دونم حالا که از خاتمی می نویسم قراره چه اتفاقی برام بیفته یا اگرخاتمی اومدو رییس جمهور شد قراره چه اتفاقی برام بیفته؟