این‌که پس از 43 نفر، اینک یک مسیحی- مسلمان دورگه کنیایی- آمریکایی یا سه ‌رگه ایرانی، کنیایی، آمریکایی قرار است بر کاخ سفید حکمرانی کند نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایالات متحده است. در حقیقت باید بابت این انتخاب به مردم آمریکا تبریک گفت، چراکه شهروندان آمریکایی با انتخاب حسین باراک اوباما، نشان دادند که در طول چند دهه پس از سیاست‌های برده‌داری و فئودالیسمی، اینک مسایل نژادپرستانه جایی در زندگی سیاسی، اجتماعی‌شان ندارد. پیش از این برخی تحلیل‌گران سیاسی بر این باور بودند که شاید تنها شانس پیروز شدن جان مک‌کین بر اوباما، دو رگه بودن کاندیدای دموکرات‌ها باشد. این عده بر این باور بودند که شاید حتا در میان حامیان دموکرات‌ها نیز باشند کسانی که در دقیقه نود، جان مک‌کین سفیدپوست را به باراک اوبامای سیاه‌پوست ترجیح دهند. اما شهروندان آمریکایی با انتخابشان ضمن فاصله‌گیری از سیاست‌های بوش جمهوری‌خواه، بر این تحلیل خط بطلان کشیدند. آنچه در این میان با اهمیت به‌نظر می‌رسد این است که بسیاری از سیاسیون و حتا مردم عادی در کشور ما نیز با هدف بهبود روابط میان واشنگتن و تهران، امید به انتخاب اوباما بسته بودند. تاریخ نشان داده است که سیاست هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا در مورد خاورمیانه و خصوصاً ایران، قرابت بسیار نزدیکی به یکدیگر داشته است. کما این‌که در دوران قبل، کلینتون دموکرات که اتفاقاً وزیر امور خارجه‌ای سیاه‌پوست به نام پاول را در کابینه داشت، دنیا شاهد تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران و لشکرکشی‌های فراوان به منطقه‌ بود. نکته اینجاست که سیاست خارجی آمریکا نه سفیدپوست می‌شناسد نه سیاه‌پوست و نه برای دموکرات‌ها تفاوتی قایل است نه برای جمهوری‌خواه‌ها. در حقیقت این سیاست در حال حاضر سیاه‌رنگ، ثابت است و آنهایی که منتظرند در شرایط کنونی یخ رابطه تهران- واشنگتن آب شود، انتظاری عبث را تجربه می‌کنند.