گفتگو با فرزند شهيد دستغيب
چرا به این سرعت خود را به صحن شاهچراغ(ع) رساندید؟
به خاطر این بود که متوجه شدم وضعیت غیرعادی است. جمعیتی که برای حضور در نماز جمعه به صحن آمده بودند، ملتهب بودند. این در شرایطی بود که در آن زمان افرادی بودند که هم با شهید دستغیب مخالف بودند و هم با انقلاب اما برحسب ظاهر مخالفت خود را نشان نمیدادند، این شرایط مرا ملزم میکرد که هرچه سریعتر خود را به صحن احمدبنموسی(ع) برسانم. در آن شرایط کنترل جمعیت خیلی لازم بود؛ لذا خداوند لطف کرد و من در جایگاه خطیب جمعه قرار گرفتم. در آن زمان صحبتهایی شد که الحمدا... آن چند جمله هم موجبات تسکین مردم را فراهم کرد و تالمات روحی مرا تا اندازهای کاهش داد.
مگر آن روز شما در جایگاه خطیب نمازجمعه به مردم چه گفتید؟
من تذکر دادم که این واقعه با خواست خدا بوده است و خواست خدا جز خیر نیست. به مردم یادآور شدم که مرحوم ابوی آرزویی جز شهادت در سر نداشت و برای کسی که یک عمر با قدمش، قلمش و تمام وجودش برای اسلام مبارزه کرده است، حیف است که در بستر بیماری به آن دنیا رود. وقتی که این واقعه در اخبار سراسری ساعت 14 در سراسر کشور منعکس شد، روز شنبه در شیراز عزای عمومی اعلام گردید. جمعیت بسیار زیادی برای تشییعجنازه به شیراز آمده بودند. به خاطر دارم که در شرایطی که جمعیت شیراز در سال 1360 بسیار کمتر از حال حاضر بود؛ روزنامه جمهوری اسلامی از حضور بیش از دو میلیون نفر در مراسم تشییع این شهید محراب گزارش داد. شهید شدن عدهای از نزدیکان و آسیبهایی که بر اثر انفجار بر جسمم وارد شده بود، باعث شد تا من هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی در شرایط خوبی نباشم اما آنچه این دردها را التیام بخشید، پیام خصوصی امام خمینی(ره) بود که چون مرهمی بر زخمهای روحی و جسمی ما بود.
داستان الحاق باقیمانده جسم شهید به پیکر دفنشده و تشییعجنازه دوم چه بود؟
اربعین حسینی در سال 60 همزمان بود با شب هفت شهدای انفجار. به یاد دارم روز پنجشنبه (اربعین حسینی) به دفتر ابوی مراجعه کردم، مسوول دفتر ایشان نزد من آمد و گفت: در همسایگی ما سیده علوی بزرگواری است که نقل میکند شهید دستغیب به خواب او رفته و نقل کرده مقداری از بدنش همراه با جنازه دفن نشده و خواسته تا مابقی جسم را به جنازه ملحق کنند. من در ابتدا توجهی نکردم و گفتم خوب خوابی است که این بنده خدا دیده! اما نظیر این خواب از سوی چند نفر دیگر نیز نقل شد. خود را مهیای رفتن به مسجد سیاحتگر که محل برگزاری شب هفت عدهای از شهدا بود، کردم که پشت دیوار مسجد خان یادم به خوابهای نقلشده در خصوص باقیمانده جسم پدرم لای دیوارها افتاد. با همان نظر اول دیدیم که پس از گذشت یک هفته لابهلای دیوارها ذرات گوشت فراوان است. دیدن این صحنه همراهان را بسیار ملتهب کرد. من به یکی از همراهان گفتم که وضو بگیرد و این ذرات گوشت را با طهارت از دیوار جدا کند. وقتی این واقعه در مسجد سیاحتگر نقل شد، منبری آن مسجد اعلام کرد که امشب مابقی جسم شهید دستغیب به عنوان تشییعجنازه دوم تشییع خواهد شد. وقتی رفقا به منزل ابوی مراجعه کرده بودند تا ظرف یا چیز دیگری را برای جمعآوری جسد بگیرند، همسر شهید دستغیب دلیل را جویا شده بود که آنها هم توضیح داده بودند. همسر شهید متوجه موضوع میشود و از لای کفن آن شهید کیسهای قیطانشده را میآورد و به مراجعهکنندگان میدهد. بعدها نقل کردند که دیدن این کیسه قیطانشده در میان کفن شهید دستغیب ابتدا موجب تعجب ایشان شده است اما اتفاق آن شب نشان داد که وجود کیسه در میان کفن به چه منظور بوده است!
تشییعجنازه دوم چگونه برگزار شد؟
؟ پس از دعای کمیل آن شب جمعیت بسیار انبوهی در صحن شاهچراغ(ع) گرد هم آمدند تا مابقی جسم شهید دستغیب را تشییع کنند. چون قبر به صورت بسیار مستحکمی سیمانکاری شده بود، مجبور شدیم پایین قبر را بشکافیم و مابقی جسم را به پیکر دفنشده ملحق کنیم. از این قضایا میشود بهراحتی فهمید که شهدا زنده هستند و از همه چیز آگاهاند. این اتفاق مصداق بارز آیه شریفه «احیا عند ربهم یرزقون» است. پس از شهادت شهید دستغیب، بسیاری با مراجعه به مقبره ایشان، اعتقاد به استجابت دعای خود دارند. برخی از کرامات و برآورده شدن حاجاتی که مردم از این شهید گرفتهاند را من در یادواره آن شهید نوشتهام و برخی دیگر هم هنوز نوشته نشده است. اینها همه نشاندهنده بسیاری از حقایقی است که در قرآن بارها به آن اشاره شده است.
نطق گویا و بیپرده شهید دستغیب، نزدیکی این شهید بزرگوار با امام خمینی(ره)، جایگاه خاص شهید دستغیب در میان مردم و... از شهید دستغیب یک روحانی ویژه ساخته بود، اما در کنار این عوامل چه عاملی وجود داشت که منافقین شهید دستغیب را برای این عمل تروریستی انتخاب کردند؟
برای رسیدن به پاسخ این سوال باید دید که اثر وجودی افراد در جامعه تا چه حدی است. وقتی میبینیم شهید دستغیب نیز مانند امام(ره) محبوب قلوب مردم بوده و پایگاه مردمی ویژهای داشته است، حل این مساله برایمان راحتتر میشود. مردم منطقه جنوب کشور شهید دستغیب را به خوبی شناخته بودند. مردم فهمیده بودند که این شهید، هوای نفس ندارد، در زهد و تقوا کمنظیر است، مَن مَن نمیکند، در حالی که در حد عالی تحصیلات حوزوی است، بسیار فروتن است و ادعایی ندارد. اینگونه افراد محبوب مردم هستند. روحانیون محبوبی که پایه انقلاب مردمی بودند، خار چشم منافقین محسوب میشدند و منافقین عهد کرده بودند تا افرادی را که دارای چنین خصوصیاتی هستند، از مردم و انقلاب بگیرند. البته امام(ره) در بیانیه خود در مورد شهادت شهید دستغیب جواب آنها را دادند و فرمودند: بکشید ما را، چون ملت ما بیدارتر میشوند. اما نکته دوم این بود که شهید دستغیب مبارزه علیه منافقین را از بدو پیروزی انقلاب شروع کرده بود، منتها در لفافه و پرده. یادم میآید که شهید دستغیب در خطبههای خود با بهکار بردن عباراتی نظیر: جوانان عزیز ما گول نخورید و... قصد به راه آوردن آنها را داشت. وقتی نصیحت، اندرز و راهنمایی اثر نداشت، شهید با تشر از منافقین خواست تا دست از کارهای منافقانه خود بردارند. در این زمان بود که شهید دستغیب در خطبههای نماز گفت تا یک خانه تیمی در شیراز وجود دارد، مردم نباید آرام بنشینند. این موضعگیری آیتا... دستغیب باعث شد تا منافقین نسبت به گذشته جریتر شوند. اما با نگاه به تاریخ به حقایق دیگری نیز پی میبریم. در حقیقت تاریخ نشان میدهد روحانیون برجستهای که اطلاعیه خلع شاه را امضا کرده بودند، مورد غضب منافقین بودند.
داستان این اطلاعیه چه بود؟
یک اطلاعیه مشترک از سوی مرحوم ابوی، مرحوم اشرفی اصفهانی، مرحوم مدنی، مرحوم صدوقی و همچنین آیتا... طاهری و چند تن دیگر از روحانیون صادر شده بود. صادرکنندگان این اطلاعیه تاکید کرده بودند که چون شاه خلاف قانون اساسی عمل کرده است، به خودی منعزل میباشد و احتیاج به عزل هم ندارد. این اطلاعیه مشترک تاثیر زیادی گذاشته و نشان داده بود اینگونه روحانیون از چه پایگاه عظیم مردمی برخوردار هستند.
اما شهید دستغیب قبل از انقلاب نیز طی چند مرحله نفوذ کلام و قدرت مردمی خود را به رخ نظام طاغوت کشاند.
درست است، حکمی که آیتا... دستغیب در خصوص تئاتر خوکها و جشن هنر خیابان سعدی و همچنین استفاده از تاریخ شاهنشاهی صادر کرد، نشاندهنده این نفوذ کلام و قدرت مردمی است. وقتی که آیتا... دستغیب خطاب به مردم گفت: آیا به غیرت شما برنمیخورد که بر سنگ مزار اجداد شما تاریخ گبری ثبت شود؟ مردم با میخ و چکش به قبرستانها رفتند و تاریخ شاهنشاهی را از روی این سنگها پاک کردند. حکومت نیز مجبور شد تاریخ رسمی کشور را به تاریخ هجری شمسی بازگرداند.
شما یک ساعت پس از شهادت پدر و فرزندتان در جایگاه خطیب جمعه قرار گرفتید. در آن شرایط چه احساسی داشتید؟
قبل از اینکه پاسخ این سوال را بدهم، به دیدارم با امام خمینی(ره) اشاره میکنم که ایشان در خصوص سخنان من در روز شهادت شهید دستغیب و در جایگاه خطیب نماز گفتند: من از این سخنان لذت بردم. برای اولین بار بود که پشت این تریبون قرار میگرفتم. تا آن تاریخ من حتا قبل از خطبهها هم سخنرانی نکرده بودم. آن روز اعلام کردم که به جای نماز جمعه، نماز ظهر و عصر ادا میشود. البته در آن زمان من از نظر امام(ره) که اطلاع نداشتم، وگرنه نماز جمعه را برپا میکردم؛ به هر حال آن روز به جای نماز جمعه، نماز ظهر و عصر اقامه شد. عنوان اینکه در حال حاضر وظیفه حکم میکند خلاء موجود پر شود و در حالی که احساس میکردم از دنیا کنده شدهام، با اقامه این نماز احساس کردم وظیفهام را انجام دادهام.
شما نماینده تامالاختیار شهید دستغیب در امور دینی و مذهبی بودید، سابقه هم نشان میدهد که در کنار پدر جزو روحانیون انقلابی محسوب میشدید. بیپرده سوال کنم چرا در حال حاضر بهنوعی گوشهنشینی را اختیار کردهاید؟
من اعتقاد دارم حاشیهنشین نشدهام. اگر هم شدهام، حتماً لطف خدا بوده است. حقیقت این است که من در حد خودم همیشه در صحنه بودهام. من احساس میکنم به اندازه وظیفهام درس و بحث و محراب و حوزه را داشتهام. اما اگر وظیفه دیگری هم بر دوش ما گذاشته شود، هیچ مذایقهای نخواهم کرد.
برخیها اعتقاد دارند نام «دستغیب» برای بازماندگان این خانواده قدیمی شیراز و به واسطه شهید محراب، منشا امتیازات خاص در شیراز بوده است. نظر شما در این خصوص چیست؟
این امتیازات به شیراز محدود نمیشود. برکات وجودی اختصاص به حال حیات ندارد. من معتقدم این نانی است که خدا فراهم کرده و هر کس که قرابتی با شهید دستغیب دارد، میتواند از این سفره بهره ببرد. سلسله دستغیب قدمت 800 ساله در شیراز دارد و پایگاه روحانیت این شهر محسوب میشوند و ماشاءا... هم بسیار زیاد هستند. اما متاسفانه برخیها میخواهند از این نام و شهرت سوءاستفاده کنند که این درست نیست، مثلاً بعضاً شنیده میشود که برخیها خارج از شیراز خود را فرزند شهید، نوه شهید و... معرفی میکنند. این کار درستی نیست که از برکات شهادت آن بزرگوار سوءاستفاده شود. البته هرچه مردم در این خصوص آگاهتر شوند، جلوی چنین سوءاستفادههایی نیز گرفته خواهد شد.
بنام خالق زیبایی ها